أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

77

قانون ( فارسى )

مىگوييم : هر نوع سردرد كه از مشاركت مغز و اندام سرچشمه گرفته است ، براى علاجش بايد اندام مشارك را از ماده‌اى كه ويژهء اوست تخليه كرد و مزاجش را سرحال آورد و در عين حال سر را به وسيلهء نيروبخشها نيرو داد تا بتواند از قبول ماده سرپيچى كند . اگر سردرد در اولين مرحلهء پيدايش است ، بايد سر را به وسيلهء سردهاى مانند روغن گل و سركه تقويت كرد . اگر از مرحلهء اول پا فراتر نهاده است ، باز اگر ماده گرم است يا در كيفيت گرم است همين كار را انجام مىدهى ! اما اگر ماده سرد است بايد روغن بابونه همراه روغن آس يا روغنى كه در آن صمغ سرو گداخته شده ، يا مرهمى كه از برگ سرو ، آب سرو يا آب گز درست شده به كار ببرى ! اگر كار اندام را انجام دادى دقت كن ! كه آيا روىآورد خودبه‌خود بيمارى شده است ؟ آيا انگيزهء سردرد در سر ثابت گشته است ؟ آنگاه ماده را بشناس و چگونگى آن را بررسى كن و چنان كه ياد گرفته‌اى عمل كن ! كسى كه سردرد دارد و حس مىكند كه چيزى از ساقهاى او دارد بالا مىرود ، معاينه كن اگر امتلاء موجود است رگ صافن را بزن يا ساقها را حجامت گذار و بدنش را به وسيلهء « اسطمخيقون » تنقيه كن . اگر امتلاء نبود هر دو ساق را تا بيخ رانها ببند ، هر دو پاى بيمار را با نمك و روغن خيرى ماساژ ده و اگر دقيقا جايى را كه ماده در آن است شناختى ، آن را داغ كن و دارويى زخم‌آور بر آن بگذار تا زخمى شود و چرك كند . سردردى كه انگيزه‌اش بخارهاى بالا رفته از اندامان بدن باشد ، بايد قبل از نوبت رسيدن سردرد ، به بيمار ميوه خوراند . اگر ميوه نبود آب سرد حتى اگر ناشتا هم باشد بخورد . بهترين ميوهء مناسب اين علاج ، به و گشنيز است كه بازدارندهء بخارند و بيمار را نفع رسانند . همچنين است علاج سردردى كه از مشاركت كبد است و آب‌ريزى در سردردى كه به مشاركت كبد باشد خوب است و بايد برحسب ماده ، ضماد بر كبد نهاد . اگر سردرد از مشاركت معده با مغز است ، از سه حالت خارج نيست : ناتوانى معده ، خلط در معده و بخار از معده ، كه هريك از حالت سه‌گانه را ذيلا تفصيل مىدهيم . 1 - معده و به‌ويژه دهانه‌اش توانايى خود را از دست داده و از پذيرش موادى كه كيموسها را تباه مىگرداند ناچار است . وقتى كيموسهاى داخل معده تباه شدند سردرد به هيجان مىآيد و اكثرا اين حالت سردرد در تهى بودن معده پيدا مىشود . بايد براى علاج سردرد بيمار لقمه‌هايى در آب غوره و آب ريواس و همانند آنها خيس كند و بخورد . يا لقمه‌ها را در رب ميوه‌هاى قبضىبخش و خوشبوى فرو كند و فرو برد ، سوپى را بخورد كه از نان يا آرد گندم سازند و به دانهء انار ترش و همانند آن ترش كنند . اگر اين كار را بسيار بكند دهانهء معده قوى گردد . و تا اين كار را انجام مىدهد اگر دلش به هم خورد ، بايد قى كند تا صفرايى كه به معده‌اش راه يافته بيرون آيد و بيمار بياسايد . اگر بعد از اين باز معده سرد بود ، خوراكهاى نامبرده را با ادويه‌جات گرم و خوشبوى قاطى كن ! يا